X
خط شکن
صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
خط شکن
دریادل پنجشنبه 22 بهمن 1394

به ما می گوید تند رو .اگر ضد استکبار بودن و انقلابی بودن تند روی ست بله من تند رو ام. و به تند رو بودنم افتخار می کنم، و اصلا هم دلم نمی خواهد مثل آن کند رو هایی باشم که بعضی وقت ها می چسبند به گذر گاه، به گونه ای که طوفان نوح هم تکانشان نمی دهد .تازه بعضی وقت ها کارشان از توقف هم می گذرد و بر می گردند عقب.یعنی عقب عقب می روند! در حالی که در مسیر پیشرفت توقف نداریم توقف ممنوع است، بی جاست و مانع کسب است.باید در جاده پیشرفت تخته گاز رفت، سبقت هم مجاز است و هم آزاد.بعضی ها اما به اسم میانه روی بتن می ریزند در قلب رآکتور اراک و منتظرند ببینند دیگر چه چیزی از نظر استکبار جهانی تند روی محسوب می شود همان را بگذارند کنار.خب مثلا شعار مرگ بر آمریکا، هم تند رویست و هم قدیمی شده و کار برد ندارد دیگر، ما الان با آمریکا رفیقیم، بر جام را هم که خدا آورده، دیگر چه می خواهیم ؟این افراطی گری ها برای چیست؟ اصلا مگر معیار تشخیص استکبار جهانی ست؟ما خودمان معیار داریم که نه تنها برای کشور ما معیار است بلکه برای تمام دنیا معیار است. همین هایی که به خوش آمدشان عده ای روحیه انقلابی را می کوبند می دانند معیار چیز دیگریست و شخص دیگری.بعله، تو گفتی تند رو و ما هم قبول کردیم.تو به ما انگ زدی و ما هم پذیرفتیم، به همین خیال باش.حالا تو بگو روز شب است و شب روز، نه از روز چیزی کم می شود و نه روز شب می شود هیچ اتفاقی نمی افتد جز این که فقط خودت را مضحکه کرده و کلا سوژه شده ای .

دریادل دوشنبه 19 بهمن 1394

همین الان حاجی دارد می‌گوید خدا به آن‌ها که ندارند ندهد ، به آن‌ها که دارند بیشتر بدهد. بحث سر ثروت یار امام است، همین است که موجب شده حاجی رأی ندهد، چرا حرف مفت می‌زنی حاجی ؟!
حاجی رأی نمی‌دهد، فقط می‌رود پای صندوق های رأی برای رضای خدا، حاجی خیلی مؤمن بالله است.توی تعرفه اش هم همین را می نویسد:‌برای رضای خدا، همین را می‌نویسد و می‌اندازد توی صندوق، به مهری که توی شناس‌نامه اش می‌خورد هم هیچ احتیاجی ندارد، دستش زیر ساطور هیچ‌کس نیست،فقط برای رضای خدا. حالا رضای خدا در چیست؟ این را عمرا نمی داند، اگر می‌دانست که می‌دانست روی تعرفه اش چه بنویسد! اما نمی‌داند و نمی نویسد.یک از آن طرف بوم افتاده ی دیگری هم کنار حاجی نشسته می گویدطرف گفته شما صلاحیت خود را از کجا به دست آورده ایدکه نوه امام را تأیید نمی کنید؟ و ساده لوحی تکرار می کند.عجیب است که منتظر جواب هم هست! به او چه جوابی بدهم؟ اگر اهل فهم بود که خودش فهمیده بود و جواب مرا نمی خواست.اگر هم جوابش را بدهم جلوی خودم تأیید می‌کند و وقتی بیرون زد به یکی دیگر همین را می‌گوید و طلبکارانه جواب می خواهد.خودش هم نمی‌داند چه می گوید، صرفاً می‌گوید که گفته باشد.
اصلاً از کی تا حالا حکومت موروثی شده؟حالا اگر حکومت دست همین نوه امام هم بود این مگر آرام می گرفت؟ و می‌گفت حالا حق در دست حق دار است و آسوده بخوابید؟ حالا از حقوق بشر دفاع می‌کند فردا همین بشر را زیر پا له می کند.
نه آرام نمی گرفت. این فقط یک چماق است جهت استفاده در مواقع ضروری، تاریخ مصرف این نیز بگذرد.

دریادل يکشنبه 18 بهمن 1394

دلم خوش است و الکی خوشحالم، اما این دل خوشی ها آن خوش خیالی های رفع تحریم و وفور نعمت بعد از برجام نیست. این هم نیست که حالا که با آمریکا رفیق شده‌ایم و کینه و دشمنی ها را از سینه بیرون کرده‌ایم از زمین ستون‌های طلا و نقره بیرون می‌آید و از آسمان نعمت‌های آسمانی. جنس این دل خوشی اصلاً ربطی به دولتی ندارد که نصف مسوولینش پرونده دارند. حالا بگذریم از این مساله. از دفن سیب زمینی و پیازی که می‌شد به مردم قحطی زده در آفریقا بدهیم هم.از این هم بگذریم که اگر به آن‌ها هم می‌دادیم صدای یک عده در می‌آمد که ما در مملکت خودمان این همه گشنه داریم آقا مردم گشنه اند می‌دهید به این اجنبی ها!... اما نمی‌دانم چرا حالا صدای آن عده به اندازه کافی در نیامده، انگار همگی در خوابند و بی خیال شده اند.و یک عده هم داد و بی داد می‌کنند که چرا برای مردم فلسطین چنین کردید و چنان کردید ما در کشور خودمان این همه بدبخت و بی چاره داریم حالا درست است که او برای ما می‌جنگد اما خب ما هم به او اسلحه بدهیم دیگر چرا برایش خانه می سازیم؟ در کشور خودمان کلی بی خانمان هست!... و کیست که به او بگوید ما به آن فلسطینی چه بدهیم که جبران جانش را بکند؟! اگر هم بگوییم مگر فایده‌ای دارد؟ و آن اسلامی که می‌گفت اول برادرم بعد من چه می شود؟حالا می‌گویند اول خودمان.خیلی هم مسلمانند. دل خوشی من به کسی ست که وقتی همه دم از وخامت اوضاع می‌زنند می‌گوید ما در ثباتیم و وقتی دیپلمات ها برای خودشان نوشابه باز می‌کنند که شاخ غول تحریم ها را شکستیم و ما قهرمان دیپلماسی هستیم و چنین و چنان او از کسانی تقدیر می‌کند که تفنگداران آمریکایی را گرفتند. و ریس جمهور هم هنوز متن سخنرانی اش را کسانی می‌نویسند که خدا می‌داند در فکرشان چه می‌گذرد که هر کدام یک سازی می زنند، و او خودش فکر می‌کند اباما با ماست یا نویسندگان متن سخنرانی اش.خلاصه این دل خوشی خوب چیزی است که آدم را دل گرم می کند.


دریادل شنبه 10 بهمن 1394

این عمل اقتدار آمیز ایران در آزاد کردن تفنگداران آمریکایی خیلی واقعاً اقتدار آمیز بود اما نمی‌دانم چرا مرا به یاد عمل آدم‌های ترسویی می‌اندازد که دور از دشمن برای او خط نشان می‌کشند و در نزد او سر تعظیم فرو می‌آورند و چاپلوسی او را می‌کنند ، و وقتی دشمن درخواستی می‌کند می‌گویند چرا زود تر نگفتی جانم به قربانت!

اگر گذری به سریال های طنز خودمان بیندازیم خیلی راحت می‌توانیم الگوی دولتمردان خود را در انجام این‌گونه اعمال شناسایی کنیم. از دور خط و نشان کشیدن و از نزدیک لبخند و سر در گربیان فرو بردن و گاهی هم فرار.

و همچنان می‌گوییم این عمل اقتدار آمیز بود، مثل اینکه شب را بگوییم روز است و چه کسی باور می‌کند جز عده‌ای احمق! از قبیل همان احمق‌هایی که وقتی معاویه به ایشان گفت نماز جمعه را چهارشنبه بخوانیم بی هیچ چون و چرایی پذیرفتند.


دریادل چهارشنبه 11 آذر 1394

پس از دوم خرداد روشن فکران دینی قرایت جدیدی از دین اسلام ارایه دادند. یک اسلام التقاطی مارکسیستی. آن‌ها بر این باورند که این اسلام محبوبیت خاصی در بین اقشار جامعه به دست آورده است، در‌واقع آن‌ها اسلام را طبق میل خودشان تعریف کردند ، یعنی در آن اصلاحاتی به وجود آوردند ، توجه داشته باشید: دین خدا را اصلاح کردند! بشری که ادعا دارد دین خدا را اصلاح می‌کند، کاملاً طبیعی ست که پویایی اندیشه امام را زیر سؤال ببرد و نهایتاً به فکر اصلاح حکومت دینی بیفتد. این اصلاحات تا آنجا پیش خواهد رفت که از حکومت دینی چیزی جز یک اسم باقی نماند و در عمل یک حکومت سکولار باشد.آن ها می‌گویند که ما باید رسما طوق بندگی آمریکا را بپذیریم.
کارنامه سیاه خاتمی او را به یک مهره سوخته برای اصلاح طلبان تبدیل کرده است ، تازه اگر از فتنه ۸۸ بگذریم همه هجمه هایی که در زمان ریاست جمهوری او اصل دین را نشانه رفته بود باقی می ماند، هر چه نباشد او همان کسی است که باور داشت دین اسلام مخصوص زمان پیامبر بوده و الان کارایی خود را از دست داده است. جز دنیا زدگی چه چیز موجب می‌شود که شخصی در لباس پیامبر و با عمامه مشکی این چنین اسیر جهل مرکب شود ، و این چنین خالصانه به آمریکا که دشمن درجه اول ماست خدمت کند؟ این کلمه نفوذ که این روزها زیاد می‌شنویم چیزی ست که در زمان ریاست جمهوری خاتمی کاملاً در کشور به چشم می آمد، استراتژیست های غربی آزادانه به ایران می‌آمدند و برای براندازی طرح و نقشه ارایه می کردند. حالا به لطف حسن روحانی و مذاکرات هسته ای که شاه‌کلید او محسوب می‌شد و هنوز هم در قفل نچرخیده، دوباره پای دشمنان به داخل کشور باز شده است.
حالا عجیب است که عده‌ای هنوز به خاتمی امید بسته باشند، خاتمی به عنوان پلید ترین چهره اصلاحات در نزد بی اطلاع ترین ها از سیاست ، شناخته شده است.از این مهره سوخته چه استفاده‌ای می‌توان کرد. این شخص بیشتر به اعتبار اصلاحات خدشه وارد می‌کند تا اینکه به آن اعتبار بخشد.
اصلاً این اصلاحات تا کجا قرار است پیش برود، تا سکولاریزه کردن کشور اسلامی ؟ از این کار چه کسی سود می‌برد جز آمریکا و کسانی که برای کمک به او پول می گیرند؟ عجیب است که بعضی‌ها حتی پول هم نمی‌گیرند و مفت و مجانی در این راه زحمت می‌کشند و از اعتبارشان هم مایه می گذارند، این جز حماقت چه می‌تواند باشد؟ می‌خواهند ما مثل ترکیه بشویم؟یا مثلاً مثل عربستان بشویم؟ یا اصلاً مثل شاه سابق ایران بشویم که هم سرکیسه اش می‌کردند هم از او همایت می‌کردند هم از او تعریف و تمجید می‌کردند هم با او مثل نوکرشان رفتار می کردند. خیلی که در حکومت دینی اصلاحات انجام بدهند تازه می‌شود مثل جایگاه شاه سابق ایران.چیزی که قبلاً تجربه شده و جواب نداده! این را می‌گویند یک عقب گرد واقعی .
همه می‌دانند و کاملاً معلوم است که روحانی چه می‌کند و چه قرار است بشود، کسی که می‌خواست ۱۰۰ روزه مشکلات را حل کند الان جز به دست آوردن اکثریت کرسی های مجلس هیچ خیالی در سر ندارد.

دریادل شنبه 27 تير 1394

باز هم مردم متانت خود را از دست دادند، برای توافق نامه‌ای که هنوز امضا نشده و نمی‌دانند متنش چیست. کدام منطق این را تأیید می کند؟

هنوز هیچ هم خبری نیست. معلوم نیست این متن مورد تأیید قرار بگیرد و امضا شود ، و اگر واقعاً خوب بود و امضا هم شد باز هم معلوم نیست آمریکا به تعهدات خود عمل کند یا نه.


این روزها صدا و سیما دولت و برخی اقشار جامعه جمع‌بندی مذاکرات را به طرز اغراق آمیزی یک پیروزی بزرگ مطرح می کنند، اما کدام پیروزی ؟چرا هیچ‌کس نمی‌گوید چه داده اند و چه گرفته اند؟ می‌ترسند دوباره گندش در بیاید؟ البته به زودی خواهد آمد.شادی کردن و بالا و پایین پریدن در این برهه حساس بسیار غیر منطقی و احمقانه است، به جای اینکه آگاهانه متن جمع‌بندی را مطالعه و بررسی کنند که ضرر نکنیم برای چیزی که نمی‌دانند چیست خوشحالی می‌کنند و به هم تبریک می گویند!کجای این رفتار عاقلانه است؟! حالا آن آقا و انصار و اعوانش این را بزرگ کرده اند، دلیل دارند ،می‌خواهند از آن استفاده تبلیغاتی بکنند. اما دیگران چرا؟ هنوز اصلاً توافقی امضا نشده لازم به خوشحالی باشد ، تاره اگر جای خوشحالی وجود داشته باشد.

برخی جاهلانه منتظر نظر رهبری هستند برخی هم متوهمانه نظر ایشان را پیش‌بینی کرده‌اند و هی به خودشان تبریک می گویند.از زحمات آژانس که دانشمندانمان را ترور کرده تشکر می‌کنند و از احترامی که آمریکا از این پس به ما می گزارد می‌گویند و... البته تماماً توهم ذهنی شان است.ناگهان از مواضع خود به شدت کوتاه می‌آیند و جمع‌بندی می‌کنند که چه؟ که از آن استفاده تبلیعاتی کنند!حقوق یک ملت را این‌طور بر سرش مذاکره می کنند.

اصلاً همه این‌ها به کنار،بیایید فرض را بر این بگیریم که همه خطوط قرمز ایران در این جمع‌بندی حفظ شده و واقعاً برای ما سودمند است، اما چه تضمینی وجود دارد که آمریکا این را هم مثل توافق نامه ژنو نقض نکند، آمریکا چه تغییری کرده ؟ ناگهان آمریکا چه تغییری کرده؟ آن های هی می‌گویند رآکتور اراک ماهیت آب سنگین خود را از دست خواهد داد و این‌ها می‌گویند رآکتور اراک ماهیت آب سنگین خود را حفظ خواهد کرد و بهتر خواهد شد، چه کسی راست می گوید؟ آن‌ها می‌گویند تحریم را تدریجی بر می‌داریم این‌ها می‌گویند یکباره بر می دارند. آن‌ها می‌خواهند بر دارند و آن‌ها می‌گویند تدریجی بر می داریم، حالا شما هی بگویید یکباره بر می دارند،فایده اش چیست جز گول زدن خودتان و بقیه.مگر دعوای بچگانه است؟

چرا تیم مذاکره کننده خواست که به هر قیمتی شده یک توافق نامه با ۵+۱ امضا کند؟ این همه زحمت کشیدند که به یک نتیجه ارزشمند منتهی شود، اگر توافقی انجام نشود زحماتشان بیشتر نتیجه بخش بوده تا اینکه یک توافق بد امضا شود.

مگر ما پیش از این‌ها غنی سازی ۲۰ درصدی نداشتیم؟در این مدت چه کسی به ما حمله کرد؟ نظام تحریم ها هم که خودش داشت فرو می ریخت، چه کسی از توافق سود می‌برد بیشتر از آمریکا؟

جوانان انقلابی، این طرز رفتار خردمندانه است؟

دریادل جمعه 5 تير 1394

عده‌ای می گویند(نه از روی جهالت و بی بصیرتی ، از روی غرض ورزی) : که شهدای غواص آمده‌اند که بگویند مردم فقیر اند و آب ندارند و نان ندارند و فساد هست در اجتماع و ...نه اینکه مذاکره نکنیم!

حالا بگذریم از اینکه امام خامنه ای بارها در سخنانشان این مساله را روشن کردند که : مذاکره با کسانی که شما را تهدید می‌کنند و توهین می‌کنند به شما حماقت است و یا اینکه مذاکره به معنای تسلیم است و … که این‌ها گفتند: نه! مذاکره به معنای ایستادگی ست! صد و هشتاد درجه خلاف گفته‌های امام امت!

از آنکه بگذریم این می‌ماند که فقر و فساد و فلاکت و … که همیشه بوده، اما مساله روز جامعه چیست؟

مساله روز ملت ما مذاکراتیست که اگر ذره‌ای مردم از هوشیاری خود کمتر مایه بگذارند امنیت و شرفشان به بهای تعامل با آمریکا معامله و معاوضه خواهد شد.فقر در همه جای عالم وجود دارد اما امنیتی که ما در سایه ولایت داریم کجای دنیا وجود دارد؟نگاهی به عراق و افغانستان و سوریه بیاندازید،می خواهند بر سر امنیت ما معامله کنند!اگر پیام شهدای غواص فقر و این چیز ها بوده که باید خیلی زود تر از این‌ها می‌آمدند.فقر مردم چیز تاره ای نیست، دولت تدبیر و امید قرار بود فقر و بیکاری را صد روزه ریشه‌کن کند و مردم را آن‌قدر ثروتمند کند که دولت دستش را به سوی مردم دراز کند نه مردم به سوی دولت! حالا عمق فاجعه فقر را به حدی رسانده که شهدا باید بیایند و به او یاد آوری کنند این مساله را؟

اما حقیقت این است که همین شهدا اگر الان بودند در جامعه به امام خود اقتدا می کردند، همان‌طور که سال‌ها پیش رفتند که امنیت بماند ،حالا هم آمده‌اند که امنیت بماند.

چه کسی از منحرف کردن پیام شهدا سود می‌برد به جز آمریکا و دوستانش که می‌خواهند بدین وسیله امنیت ما را از بین ببرند و امنیت اسراییل را تأمین کنند.

دریادل دوشنبه 25 خرداد 1394

این چه معنایی دارد؟مذاکره معنای ایستادگی را می دهد. فقط قرار است کمی عقل طلب کنیم. آیا واقعاً مذاکره معنای ایستادگی می دهد؟ایستادگی این است که ما برویم التماس کنیم که مردم ما گشنه اند ، بدبختند، بی چاره اند،جان مادرتان این امتیاز های بی شمار را از ما بگیرید و تحریم ها را بردارید! و حالا در این زمینه پیشرفت هایی حاصل شده که محرمانه است.واقعا پیش رفتی حاصل شده و نمی گویند؟اگر این حقیقتاً پیش رفت است و به نفع ماست که عجیب است.این ها که برای توافق انجام نشده لوزان که تازه پر بود از تناقص و ضرر قابل رویت به چشم غیر مسلح اینقدر بالا و پایین پریدند و هی به خودشان تبریک و تهنیت گفتند،ممکن است یک پیشرفت واقعی را مطرح نکنند؟چه اصراریست که می‌خواهند قبل از توافق نهایی همه چیز مخفی بماند؟ مگر می‌خواهند توافق ننگینی را امضا کنند؟اگر توافق واقعاً اینقدر خوب و عالیست چرا مردم ندانند؟چه دلیلی دارد که مردم را در بی‌خبری نگه دارند؟نگران ۹ دی ای دیگراند؟اگر بیانیه لوزان به سمع و نظر همگان نرسیده بود این توافق هر چه زودتر انجام می‌شد و بعد گندش در می‌آمد که همه چیز را دادند و هیچ نگرفتند.تاوان اعتماد بیش از حد به آمریکا و هم پیمانانش را چه کسانی باید بپردازند؟می گویند به اعضای تیم مذاکره کننده نگویید خیانت کار، این همه مذاکره کردند در گذشته،مگر کسی گفت؟این ها باید بدانند که چرا عده‌ای اصرار دارند ایشان را خیانت‌کار خطاب کنند.مگر آن‌ها چه می کنند؟به این بیندیشند چه کرده‌اند که این شبهه در ذهن این‌ها شکل گرفته.این ها پدر کشتگی ندارند با کسی که بی خود او را متهم کنند،غیر از این است که اگر فکت شیت آمریکایی رسانه ای نمی‌شد و همه به عمق فاجعه پی نبرده بودند همان را تیر ماه امضا می‌کردند و کلی هم برای خودشان سوت و کف می زدند؟بعد هم می‌گویند ما را تخریب نکنید ما خدمت گذران ملتیم.ما شب تا صبح زحمت کشیده‌ام تا مذاکرات را به اینجا رسانده ایم، عوض تشکر و قدر دانی نقد هم می کنید؟ البته آن‌ها به نقد های ناصحانه دوستان می‌گویند تخریب! آن هم تخریبی از سر دشمنی! یعنی چه؟ توقع دارند چون زحمت می‌کشند هر چه توافق کردند همگان بی چون و چرا بپذیرند؟می گویند به ما اعتماد کنید ما توافق بد نمی کنیم، پس توافق ژنو چه بود؟توافق ژنو خوب بود؟اگر خوبشان این بود که خدا به داد بدشان برسد،این ها به زور و فشار گران کردن بنزین و آزاد کردن نان و به هزار ترفند دیگر می کوشند توافق و تعامل با آمریکا را به بهانه رفع تحریم به ملت تحمیل کنند. بعد هم می‌گویند ما از صبح تا شب دو سال است که داریم زحمت می‌کشیم آن وقت شما تخریب می‌کنید بی‌سواد ها؟ آخر همه چیز واضح است! واضح است که می‌خواهند به هر قیمتی که شده توافق کنند،انگار اصلاً مهم نیست که امنیت اسراییل را از نظر آمریکا تأمین کنند یا اینکه مدام از جانب آمریکا تحقیر شوند که تحریم ها شما را پای میز مذاکره نشاند و ...حالا هم ایستادگیشان در برابر استکبار جهانی شده مذاکره!آن هم به سبک التماس.چه کسی آمریکایی ها را اینقدر پرو و پر توقع کرده و چه چیزی باعث شده تلاششان را برای گرفتن نهایت امتیاز از مذاکره کنندگان کشور ما بکنند؟چه جز اینکه آب خوردن مارا هم در دست آن‌ها عنوان کردند، بیکاری بی آبی گرانی و هزار معضل دیگر راه حلش رفع تحریم است! حالا هر چه امام خامنه ای بگویند حل مشکلات با تکیه بر توان داخلی ست ، باز این‌ها حرف خودشان را می زنند،این هایی که از امام درس اعتدال و امید آموخته اند فقط به آن قسمت از سخنان امام خامنه ای استناد می‌کنند که به نفع شان باشد، بخشی را گرفته بقیه را رها می‌کنند ، لذا این می‌شود که می بینید، ایستادگی و اینکه مردم دیگر از ایستادگی خسته شده اندشان می‌شود یکی.

دریادل دوشنبه 8 تير 1394


از نظر ریس جمهور کشور ما کلید حل مشکلات، برداشته شدن تحریم های ظالمانه علیه جمهوری اسلامی ایران است.یعنی اگر تحریم نباشد همه مشکلات حل می شود، مشکل بی کاری، مشکل بی آبی، مشکل محیط زیست و... دیگر اینکه اگر تحریم نباشد دیگر جنگل ها بر اثر سهل انگاری گردش گرها آتیش نمی‌گیرد، دریاچه ارومیه احیا می شود،زاینده رود پرآب می شود…و مهمتر از همه اینکه سرمایه وارد کشور می شود.خلاصه این که دنیا برای ما می‌شود بهشت روی زمین!

این است آن کلیدی که ایشان ادعا می‌کردند در جیب مبارک دارند.اما الان کجاست؟بعد از دو سال هنوز توی آن قفل وا نشو نچرخیده؟!!!این آقای محترم ادعا کرد می تواند شاخ غول تحریم را بشکند و ما را نجات دهد از دست تحریم های ظالمانه ، ما که نخواسته بودیم و داشتیم صبرمان را می کردیم و خودباوری هایمان را جشن می گرفتیم.اما به هر حال گفتیم اگر بتواند که چه بهتر!ولی از همان اول هم مثل روز برایمان روشن بود که نمی تواند و نخواهد توانست جز این که به زور گفتمان اعتدال آن را به ملت ما تحمیل کند.او برای ثابت کردن ادعای خود تا به حال از خیلی چیزها مایه گذاشته. حتی لو رفتن تاسیسات نظامی!ولی هنوز هم موفق به جلب نظر و اعتماد کد خدا نشده و بعد از این هم نخواهد شد. حتی اگر تمام فناوری هسته ای را دو دستی تقدیم کد خدا کند و حتی اگر از این هم فراتر برود. این شخص محترم با آن همه مشاور چطور متوجه این هاضمه سیری ناپذیر کدخدا نشده بود؟!برای ما که از اول روشن بوده و هست،این همه مشاور هم نداشتیم.حالا تأسیسات نظامی را هم بی خیال بشویم باز مساله حقوق بشر و حمایت از ترویست و نهایتاً مسلمان بودن و داشتن حکومت اسلامی هم چنان باقیست...آیا آن کلید کذایی قرار است نظام اسلامی را سکولار کند؟حجاب بانوان را منحل کند؟حزب الله را محکوم کند؟اسراییل جنایت کار را به رسمیت بشناسد؟نوکر گوش به فرمان آمریکا بشود؟تا کجا قرار است کلید را امتحان کنند که ببینید بالاخره چطور بچرخانند باز شدنیست؟اگر آن شاه‌کلید کذایی همینهاست که همه بلد بودند، منتهی هیچ‌کس حاضرنیست همچین هزینه سنگینی بدهد،چون مردم مسلمانند و بیشتر از خود خدا می ترسند تا کدخدا.بیش از سی سال است که کشور ما تحریم شده،آن هم به دلیل اینکه در جامعه بین الملل حرفی برای گفتن دارد،تحریمش کردند چون می ترسند قدرتمند شود وبعد از افول غرب زادگاه تمدن جدید بشود. چرا مثلاً کشوری مثل عربستان یا امارات را تحریم نمی کنند؟چون این‌ها نوکرند، گوش به فرمانند و حرفی برای گفتن ندارد.جالب است که در تمام این سی سال هیچ ریس جمهوری تا این حد بی‌کفایتی خود و دولتش را در حل مشکلات کشور به گردن تحریم های ظالمانه نینداخته!

این آقای محترم که درس اعتدال و امید را از امام آموخته، چطور درس استکبار ستیزی و دشمنی با اسراییل و اتکال به خدا و خود باوری و صحبت با بیگانه از موضع قدرت را نیاموخته؟!چطور یاد نگرفته که امام در نوفل لوشاتو حاضر نشد با نوکر شاه که یکی از نوکر های آمریکا بود مذاکره کند.گفتند تا از کار برای طاغوت استعفا نکنید من با شما مذاکره نمی کنم.اما شما اینقدر اسرار دارید که با خود شخص طاغوت مذاکره کنید آن هم از موضع ضعف و طوری صحبت کنید که شخص طاغوت تصور کند دست شما و ملت ایران زیر ساطور تحریم اوست و می‌تواند هر آنچه را که بخواهد به شما و ملت ایران تحمیل کند.حداقل ذره‌ای سیاست داشته باشید.این طور که از شواهد بر می‌آید این شخص محترم هیچ نقشه ای برای برون رفت از مشکلات ندارد و همه امیدی که از آن دم می‌زند به دست و قلم نویسندگانی است که متن سخنرانی‌هایش را برای او می نویسند.نوشته هایی که نه اعتبار دینی و سیاسی دارند و نه حتی استدلال منطقی و علمی.او تنها مجری سیاست‌های اشخاص پشت پرده ایست که فاقد گفتمانی منطقی و منسجم اند.لذا یک روز دم از منکر بیکاری می‌زند و روزی تحریم را دلیل نازل نشدن باران عنوان می کند.شاید ده سال قبل کسی پیدا می‌شد که این حرف‌های بی سر و ته را باور کند اما حالا مردم به برکت آن فتنه کذایی که همان سیاست گذاران پشت پرده به راه انداختند، دیگر این حرف‌های شاخ دار را باور نمی کنند.نویسنده های ایشان هم انگار هنوز از پشت کوه‌های بی‌خبری اخبار را رصد می کنند.اصلا برای همین هم رمز عبور از بحران و سختی را تعامل با استکبار جهانی و تحریف مبانی فکری امام می دانند.برای همین هم پیشرفت کشور را در گرو غربی شدن و کنار گذاشتن اسلام ناب محمدی می دانند.برای همین خواهان اصلاحات و سکولاریزه کردن جامعه اسلامی هستند.غافل از اینکه حتی خود غرب و استکبار جهانی هم فهمیده که آینده در قلمرو اسلام و است و اسلام خواستگاه تمدن جهانی ست و ایشان هنوز نفهمید اند،نفهمیده اند چون تفکر مستقل ندارند،چون از خود همین استکبار جهانی تغذیه اطلاعاتی می‌شوند و استکبار جهانی به نفع خودش به اینها آمار غلط داده.وگرنه هم استکبار حقانیت جامعه اسلامی را می‌داند و هم خودی ها.اما امان از غیر خودی ها که در برزخ لایتعقل خویشتن گرفتارند.94702_385.jpg

البته اگه از همون اول گفته بود کلیدی که ازش حرف می زنه چیه ما خودمون شبهه ذهنیش رو بر طرف می‌کردیم تا ظریف برو بچه‌ها هم این‌قدر زحمت بی خودی و بی خوابی و در به دری نکشن.

آگهی رايگان‎ ترجمه تخصصي دانلود مقاله شارژ همراه اول‎ طلاق توافقی‎ ویرایش مقاله هزینه ویرایش مقاله انگلیسی موضوع پایان نامه مدیریت موضوع رساله دکتری مدیریت پروپوزال پایان نامه مدیریت پایان نامه مدیریت پایان نامه DBA سایت تبلیغاتی درج آگهی رایگان ثبت تبلیغ رایگان Political analysis ترجمه مقاله پزشکی